وقتی که
خیلی خستم
بال هام رو باز می کنم
و می خوابم .
- بابات می دونه چنین اعتقاداتی داری ؟
+ آره
- چیزی بهت نگفته ؟
+ نه ، بابام تو مسائل اعتقادی خیلی دست ما رو باز گذاشته . مثل بارون
که به همه زمین ها می باره تا فرصت بارور شدن رو بهشون بده .
- چه جسارتی .
+ بابا آب داد . بابا خورشید هم داد . چرا از سایه های شب بترسم اون
خورشید رو به دست من سپرده . من خوش شانس ترین خاک دنیام .
- چی دوست داری بکاری حالا ؟
+ اوووم . وقتی بابام می خنده سبک می شم . دقیقا حس می کنم خوش
بختم . حس پرواز دارم . مثل اون فرشته کوچولوهای شاد که تو آسمون
بال می زنن . اگه باغبون این گل باشم اونوقت خوش شانس ترین ،
خوشبخت ترین و مغرور ترین خاک جهان می شم .
- مغرور ؟
+ غرور با خودپسندی فرق داره . غرور یعنی عزت نفس . یعنی توانائی .
یعنی یه پله به خدائی شدن نزدیک شدن .
- خوب آره به شرطی که رو حساب باشه .
+ مثل بابام . هم با قوانین فیزیک اثبات می شه هم متا فیزیک . تو مرکز
ثقل وجودم به غرور بابام می رسم . اگه غرور بابام نباشه من می افتم .
- نمی تونی بگی همیشه واسه بابات پسری بودی که . . .
+ سکوت بابام من رو دیونه می کنه .
- به تو یاد ندادن وسط حرف مردم نپری ؟
+ هیچ وقت دوست ندارم ببینم بابام تو خودشه.
- بحث رو عوض نکن .
+ بحثی نمی مونه من عاشق بابامم . این آهنگ رو شنیدی ؟
اگه شورم ، شور تو دارم ای کس و کارم . تو رو دارم . تو رو دارم
شکر گزارم . شکر تو گفتن ، شهرت کارم .
- تو یه وب لاگ خواندم نوشته بود بعد از خدا بزرگترین وجودی که
شناختم بابام بود .
+ دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش . هیهات از درد غریبی ؛ تو
قریب الغربا باش .
- ادامه همون آهنگ بود ؟
+ آره ؛ تو خدائی . تو ناخدائی . تو بی صدا و با صدائی . تو پناهی بگو
به عالم که مشت ما و پشت مائی .