تبليغاتX
پرواز می کردم اگر ...
بیا با همسایمون برقصیم تو خیابون
 

وقتی که

خیلی خستم

بال هام رو باز می کنم

و می خوابم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت   توسط مهیار طبرستانی  | 

 

- بابات می دونه چنین اعتقاداتی داری ؟

+ آره

- چیزی بهت نگفته ؟

+ نه ، بابام تو مسائل اعتقادی خیلی دست ما رو باز گذاشته . مثل بارون

که به همه زمین ها می باره تا فرصت بارور شدن رو بهشون بده .

- چه جسارتی .

+ بابا آب داد . بابا خورشید هم داد . چرا از سایه های شب بترسم اون

خورشید رو به دست من سپرده . من خوش شانس ترین خاک دنیام .

- چی دوست داری بکاری حالا ؟

+ اوووم . وقتی بابام می خنده سبک می شم . دقیقا حس می کنم  خوش

بختم . حس پرواز دارم . مثل اون فرشته کوچولوهای شاد که تو آسمون

بال می زنن . اگه باغبون این گل باشم اونوقت خوش شانس ترین ،

خوشبخت ترین و مغرور ترین خاک جهان می شم .

- مغرور ؟

+ غرور با خودپسندی فرق داره . غرور یعنی عزت نفس . یعنی توانائی .

یعنی یه پله به خدائی شدن نزدیک شدن .

- خوب آره به شرطی که رو حساب باشه .

+ مثل بابام . هم با قوانین فیزیک اثبات می شه هم متا فیزیک . تو مرکز

ثقل وجودم به غرور بابام می رسم . اگه غرور بابام نباشه من می افتم .

- نمی تونی بگی همیشه واسه بابات پسری بودی که . . .

+ سکوت بابام من رو دیونه می کنه .

- به تو یاد ندادن وسط حرف مردم نپری ؟

+ هیچ وقت دوست ندارم ببینم بابام تو خودشه.

- بحث رو عوض نکن .

+ بحثی نمی مونه من عاشق بابامم . این آهنگ رو شنیدی ؟

اگه شورم ، شور تو دارم ای کس و کارم . تو رو دارم . تو رو دارم

شکر گزارم . شکر تو گفتن ، شهرت کارم .

- تو یه وب لاگ خواندم نوشته بود بعد از خدا بزرگترین وجودی که

شناختم بابام بود .

+ دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش . هیهات از درد غریبی ؛ تو

قریب الغربا باش .

- ادامه همون آهنگ بود ؟

+ آره ؛ تو خدائی . تو ناخدائی . تو بی صدا و با صدائی . تو پناهی بگو

به عالم که مشت ما و پشت مائی .

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت   توسط مهیار طبرستانی  |